پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٨ - جايگاه حزب در نظام شورايي از ديدگاه آيت الله طالقاني - شیرخانی علی

جايگاه حزب در نظام شورايي از ديدگاه آيت الله طالقاني
شیرخانی علی

در دنياي معاصر، احزاب نقش والايي در جامعه ي مدني دارند. شرط اوليه ي دموکراسي وجود احزاب است. حزب در مفهوم عام و گسترده خود، گردهمايي مردمي است که درباره ي برخي از مسايل، ديدگاههاي مشترک دارند و ميخواهند براي دست يافتن به هدفهاي مشترک با هم کارو فعاليت مي نمايند؛ بدين معني، حزب به صورت دسته بنديهاي مختلف، درهمه ي جوامع انساني از زمان باستان تا روزگار ما وجود داشته است.(١)
امّا احزابي که امروزه در ادبيات سياسي معاصر مطرح هستند، پديده اي نو محسوب مي شوند. هرچند در نظامهاي عهد باستان نيز گردهمايي هايي را که موجب تقسيم جمهوري مي شد، حزب مي خواندند، ولي اين تشابه اسمي نبايد با اين مبحث مخلوط شود. لذا«موريس دوورژه» دراين زمينه مي گويد: «تشابه کلمات نبايد موجب اشتباه شود. در نظامهاي باستان، گروههايي را که موجب تقسيم جمهوري ها مي شدند، حزب مي خواندند. در «ايتاليا» ي عهد«رنسانس»، درسته هايي که دور افرادي جمع مي شدند را احزاب مي ناميدند. آنها به باشگاه هايي که محل اجتماع نمايندگان مجلس انقلابي بود و همچنين به کميته هايي که فراهم آورنده ي مقدمات انتخاب باشرط ميزان پرداخت رأي دهندگان بودند، حزب مي گفتند. در برابر اين گروهها، دسته هاي ديگر مرکب از سازمانهاي وسيع مردم که مبيّن افکار عمومي در دموکراسي هاي نوني هستند نيزحزب ناميده مي شوند».(٢)
به اين ترتيب، مي توان حزب را از نظر لغوي به گروه سياسي يا غير سياسي ـ که در طول تاريخ وجود داشته اند ـ اطلاق نمود. امّا حزب به مفهوم جديد، لوازم ومفروضاتي دارد که در گذشته بدين صورت نبوده است. برخي از لوازم احزاب عبارت است از : وجود تشکيلات پايدار مرکزي، وجود شعبه هايي که با مرکز پيوند و ارتباط داشته باشند، پشتيباني مردم، وکوشش براي دست يافتن به قدرت سياسي. لذا احزاب سياسي جديد، در حقيقت شکل خاصي از سازماندهي نيروهاي اجتماعي هستند و خود به عنوان سازمان، تحت فشار گروهها و علايق اجتماعي مختلف قرار مي گيرند.
در کشورهايي که نظام حزبي جايگاه خود را بدست آورده است، احزاب به عنوان حلقه ي پيوند ميان منافع اجتماعي و نهادهاي تصميم گيري سياسي عمل مي کنند و در نظامهاي فاقد فعاليت آزاد حزبي، نيروهاي اجتماعي ـ سياسي ممکن است براي پيشبرد اهداف خود از انواع ديگر زمان بنديهاي سياسي، غير از احزاب، بهره برداري کنند.
احزاب سياسي تحت شرايط اجتماعي خاصي بوجود مي آيند، طبيعتاً جامعه بايد به ميزاني از پيشرفت و پيچيدگي رسيده باشد تا ضرورت پيدايش احزاب به عنوان نماينده ي منافع و علايق گوناگون فراهم گردد. به علاوه بخشهاي قابل توجه جمعيت نيز، بايد از لحاظ فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي آمادگي مشارکت در حيات سياسي را بدست آورده باشند، (٣) چرا که فرض اساسي بر اين است که بطور کلّي وجود احزاب، و تعدد و تنوع آنها، با توسعه ي سياسي يک جامعه ارتباط مستقيم دارد. در جوامع توسعه يافته، احزاب به عنوان يک نهاد غير حکومتي، جزء جدايي ناپذير مردم سالاري و از ابزارها و نهادهاي اصلي مشارکت عمومي محسوب مي شوند.(٤)
با توجه به تعاريف فوق، مي توان گفت حزب مي تواند زمينه اي مناسب براي رشد و ترقي افراد در جريان قانون گذاري و نظام شورايي باشد.
طالقاني در نوشته هاي خود اشاره ي مستقيمي به ارتباط حزب با نظام شورايي و مردم سالاري نکرده است، ولي اشاره ي کوتاهي که به حزب و اهداف مورد نظر از تشکيل حزب دارد، مي تواند مؤيد اين نظريه باشد که حزب مي تواند خواسته هاي گروهي را در نظام شورايي به منصه ي ظهور برساند.
طالقاني به صورتي کوتاه و مختصر، به دو نوع تَشکّل وحزب در عهد قديم و جديد اشاره مي کند و شمّه اي از اهداف و جايگاه آنان را بيان مي نمايد. در نگاه ايشان، پيکره ي جوامع را افراد، قشرها،طبقات و گروههاي گوناگون تشکيل مي دهند و آنچه براي جوامع مهم، اساسي وحتي حياتي مي باشد، وجود علل و عواملي است که بتواند افراد و طبقات مختلف را با يکديگر پيوند دهد، بطوري که آنها از طريق يک زنجير به هم اتصال داشته باشند.
از نظر وي، افراد انساني به مثابه ي دانه هاي تسبيح هستند و وجود نخ براي چيدن دانه ها کنار هم لازم و ضروري مي باشد تا در نهايت چيزي به نام تسبيح را شکل دهد، بنابراين در جوامع انساني نيز بايد پيوند دهنده اي موجود باشد تا جامعه بصورت يک پيکر زنده ظهور و بروز داشته باشد و با خاصيت حياتي خود، به حيات، ثبات و بقا ادامه دهد. ايشان معتقد بودند که رشته ي پيوند دهنده ي ملل گوناگون در قرون گذشته گرايشهاي نژادي، قومي، زباني و جغرافيايي بوده و حتي وحدت و قدرت گروهها و تشکلها نيز براساس اين نوع گرايشها بوده است، چنانکه اين نوع تقسيم بندي ميان برخي ملل همچنان وجود دارد.(٥) اما پس از تحولات فکري ـ سياسي اي که طي قرون اخير بويژه در غرب (رنسانس به بعد) رخ داده است، همکاري ملل بر اساس فکر و انديشه بوده و در همين چارچوب احزاب و دستجات تشکيل يافته اند و در نهايت اين گروهها با اريه ي ديدگاههاي خود، در جامعه ي خويش، پيروان و هواداراني پيدا کرده اندوبه صورت احزاب، جمعيتها و انجمنها ظاهر شده اند: «در ملل گذشته تا همين قرون اخير، پايه و اساس اجتماعات روح ملي و نژادي هم زباني و حدود جغرافيايي بوده که قدرت و وحدت ملل را حفظ مي نمود. پس از تحولات فکري و پيدايش نظريات جديد اجتماعي و اقتصادي، جهت همبستگي افراد يک ملت بر مبناي فکري و اعتقادي استوار گرديد. اين تحول اجتماعي از مظاهر تکامل بشر است و بر همين مبنا احزاب و دسته هاي سياسي واجتماعي، و افکار و ايدئولوژي توسعه مي يابند، عملي مي شوند و رخ مي نمايانند. نخست نظريه و افکار صاحب نظران، مورد بررسي و مطالعه ي خودشان قرار گرفته وآنگاه مطرح مي شودو آن نظريات و افکار برحسب قدرت منطق و سازش با محيط، معتقديني پيدا کرده و ترويج مي شود. براي پيشرفت نظريه، مکتب وتزِ (ايدئولوژي) خود جمعيتي تشکيل مي دهند و گسترش مي يابند، و سپس قدرت به دست آورده و نظر خودرا تعميم ميدهند».(٦)
چنانکه ملاحظه مي شود در سطور فوق، طالقاني اصول و پايه هاي اصلي اي را که هر تشکّل، گروه يا حزب براساس آن بنا مي شود، بيان مي نمايد.(٧) وي براين باور است که به هر اندازه که افکار و ايدئولوژي هاي اجتماعي و سياسي در جوامع رونق بيشتري بيابند، عناوين نژادي، قومي، و سنن عاطفي و ملّي تضعيف مي شود و ضرورت احتياج جوامع به جمعيتها و تشکّل ها براساس عقيده و انديشه، بيشتر احساس مي گردد و حتي روابط در ابعاد مختلف با ملل گوناگون و حلّ مشکلات اجتماعي ـ سياسي، بوسيله ي اين جمعيت ها وگروهها. ايشان معتقدند که حزب و تحزّب در ادوار گذشته وجود داشته و بيشتر بر محور مسايل جغرافيايي، نژادي و.... شکل مي گرفته و احزاب جديد نيز در طي قرون اخير با توجه به خواستهاي متعدد و فراوان مردم شکل گرفته است، وي اذعان مي دارد که قرآن کريم اولين کتابي است که احزاب را در قالب انديشه و نظر مطرح نموده است.
کلمه ي حزب در قرآن کريم در هشت مورد به صورت مفرد (حزب) و در دوازده مورد به صورتهاي ديگر بکار رفته است. از آن جمله « ومن يتولّ الله ورسوله و الذين آمنوا فان حزب الله هم الغالبون؛(٨) هرکس که ولي و فرمانرواي او خدا و رسول و اهل ايمان اند و تنها لشگر خدا در دو عالم فاتح و غالب خواهند بود.»
«الا ان حزب الشيطان هم الخاسرون؛(٩) بدانيد که حزب شيطان در حقيقت زيانکاران عالمند».
«کل حزب بمالديهم فرحون؛(١٠) هرگروهي به آنچه در نزد خود(از انديشه و تفکر) داشتند، دلشاد بودند.»
« راغب اصفهاني » صاحب «المفردات» درباره ي معنا و مفهوم قرآني حزب مي گويد: «حزب جماعتي است که در آن شدت وجود داشته باشد. مقصود از حزب الشيطان واحزاب(ولمّا راي المؤمنون الاحزاب) اجتماعاتي بود که براي جنگ با پيامبر (ص) صف کشيده بودند. حزب در موارد ديگر ـ مانند يحسبون فانّ الله هم الغالبون، و يحبون الاحزاب لم يذهبوا.... ـ به معناي انصار و ياوران است».(١١)
طالقاني با توجه به معناي انصار وياور در قرآن، معتقد است که قرآن کريم اولين کتاب و دين اسلام به عنوان نخستين اصول اعتقادي اي است که وابستگي ها و روابط نژادي، قومي، جغرافيايي و نژادي را ناديده گرفته است وگروهها و دسته بنديها را براساس عقيده و ايمان تقسيم بندي کرده است و کلمه ي حزب را بر اين معيار برآن گروهها و تشکل ها نهاده است. بدين ترتيب، وي در بررسي ابعاد مختلف حزب(به معناي نوين و امروزي) به آيات قرآني تمسک مي جويد و بر اين باور است که دين اسلام نه تنها در حوزه ي نظر و عمل براساس عقيده و انديشه عمل کرده است، بلکه بخاطر توجه و اهتمام زياد به اين مسأله، در قرآن سوره اي به نام احزاب وارد شده است تو اين از تقسيم بندي گروهها بر اساس عقيده و انديشه حکايت دارد. وي براي تأکيد و تأييد نظر خود، علاوه بر آيات قرآن کريم به تاريخ زندگي و رسالت به پيامبر اسلام(ص) هم تمسّک مي جويد و دراين باره داستان بيعت مردم يثرب و عده اي از مردم مکّه با پيامبر اسلام (ص) را به ميان مي کشد و معتقد است که پيامبر اسلام پس از هجرت از مکه به مدينه (که همين بيعت يثربيان زمينه ساز آن هجرت بود)، تشکّلهايي را که بر مبناي عقيده و ايمان به خدا ودعوت به اسلام و آيين پاک نبوي بودند، حزب الله ناميد و تشکّلهاي و گروههاي را که در مقابل آنها بودند و در اصل مبتني برکفر، ظلم، هوا و هوس بودند حزب الشيطان نام نهاد: «پيامبر اکرم(ص) پس از آماده کردن افراد معتقد و مؤمن به اصول ومباني اسلا از اهل مکه و يثرب(مدينه)، آنها را متشکل نمود. پس از هجرت، مؤمنين اهل مکه ويثرب را با هم مرتبط نمود. در ميان کوههاي اطراف مکه، در يکي از شبها، پس از بيان اصول مطالب(مرامنامه) از آنان بيعت گرفت و ١٢ نفر نماينده ي اهل يثرب و يک رابط از طرف رسول خدا در ميان آنها تعيين شد. به اين ترتيب نخستين هسته ي حزب مقتدر اسلامي تشکيل گرديد. پس از هجرت به مدينه، مسجد مرکز عمومي عبادت و تعليمات حزب الله. با اين تشکيلات منظم که براساس عقيده و ايمان استوار شده بود، دعوت و نظر اسلام به سرعت پيش رفت. زيرا نظر و دعوت اسلام برمبناي توحيد، آزادي خلق ، شرک کفر وجاهليت، و ايجاد عدل الهي. قرآن اين گروه را «حزب الله» ناميد و هدف حزب مخالف که بر اساس ارتجاع، جاهليت، کفر، ظلم و تابعيت هوسها، شهوات و اوهام شيطاني عده اي برپاشد، «حزب الشيطان» نام گذارد.»(١٢)
دردين اسلام مرزبندي ميان ملل و گروهها، براساس عقيده وانديشه ترسيم شده است هرچقدر اين مسأله قوت بگيرد، ساير خطوط مرزبندي ميان ملل و گروهها رو به ضعف خواهد گشت و در نهايت ضرورت پيدايش تشکّل ها براساس انديشه ونظربيشتر احساس مي شود.(١٣)
درجوامع مدرن امروزي که زندگي اجتماعي بسيار فراتر از زندگي در قرون گذشته مي باشد و ابعاد گوناگوني به خود گرفته است، ضرورت تشکيل جمعيتها، سازمانها وگروهها بيشتر احساس مي شودو اگر در دوره هاي گذشته اين مسأله (تشکّلها واحزاب) بيشتر جنبه ي مستحبي و تفنني داشت، (١٤)
امروزه براي حفظ استقلال کشورها در برابر پيشرفت ملل و همچنين تکامل فکر و اجتماعي و براي جلوگيري از ستمگري و تجاوز حکومت به حقوق شهروندان، تشکيل احزاب، جمعيتها و گروهها از ضروريات واجبات جامعه ي امروزي محسوب مي شود. براساس اين ديدگاه حتي دسته بندي اي که در قرن بيستم از بلوک غرب و شرق بنانهاده شد وبيشتر جنبه ي سياسي آن نمايان بود، براساس عقيده و انديشه بوده است و نه وحدت نژادي، قومي وزبان، چرا که امروزه اينگونه امور (وحدت قومي و...) ارزش خود را ازدست داده اند.(١٥)
طالقاني براساس گرايشهاي ديني ومذهبي خويش، وبا الهام و مدد جويي از قرآن و عملکرد پيامبر اسلام (ص) (مبني بر اين که ما دونوع حزب داريم؛ حزب الله و حزب الشيطان). احزاب امروزي و قرن بيستمي را به دو گونه ي عمده تقسيم کرده است وي معتقد است که شکل گيري انديشه ها و مرام نامه ي احزاب و تشکّلها يا با عقايد، فرهنگ، رسوم و آداب عامه ي مردم همسويي و همخواني دارد و يا مخالف عقايد عامه ي مردم است.
حال سؤال اساسي اي که فراروي ما قرار مي گيرد اين است که اينگونه احزاب، چگونه در قدرت سياسي دخالت مي کنند و چگونه پيروان و حامياني براي خود جلب مي نمايند؟ در نگاه طالقاني، احزابي که همخواني وهمسويي با فرهنگ و عقايد مردم داشته باشند، هيچگاه براي کسب قدرت دست به خشونت نمي زنند، زيرا اينان نظرات و انديشه هاي مردم را بيان مي کنند واگر مردم احساس کنند که خواستها و ديدگاههاي آنان توسط يک گروه ياحزب بيان مي شود، طبيعتاً به آن تشکّل وجمعيت گرايش پيدا مي کنند. بنابراين اين گونه احزاب مخالف يا مخالفاني نخواهد داشت. فقط در صورتي که رژيم حاکم با فرهنگ و عقايد اين تشکّل بالطبع مردم همخواني نداشته باشند، آن حزب با رژيم حاکم مخالفت خواهد کرد، زيرا اين رژيم از فرهنگ عمومي مردم دور است البته اين نوع مخالفت با رژيم نيز بايد در چارچوب قانون و آيين نامه هاي متون قرار گيرد.
اما گروه يا حزبي که عقايد، انديشه ها و مرامنامه ي آن با فرهنگ وباور عمومي تطابق نداشته باشد، براي دست يافتن به اهداف و خواسته هاي خود، دست به خشونت خواهد زد و در نهايت به وسيله ي زور بر سرير قدرت تکيه خواهد زد.(١٦) و ازاهمين طريق پيرواني نيز بدست خواهد آورد:
« تشکيل احزاب به طور کلي بر دو صورت است. يکي آنکه افرادي نظريه و ايدئولوژي خاصي را بررسي کرده و به آن معتقد مي شوند وسپس بصورت تشکّل در مي آيند. چنانکه اکثريت مردم آن کشور نظريات آنها را مورد توجه قرار ندهند و باسنن واصول اجتماعي خود مخالف بدانند، براي تحقق وتحميل نظريه ي خود براکثريت، بايد بکوشند تا از طريق انقلاب حکومت را بدست آورند. دوم آنکه جمعيت يا حزب، براساس عقايد وسنن ملي و خواسته هاي عمومي قوانين اساسي کشور، بناشود»(١٧)
طالقاني در تبيين مسئله ي حزب، هيچ گونه اشاره اي به تشکيلات احزاب و اينکه اينگونه تشکّلها چگونه بوجود مي آيند وچگونه به فعاليت خود ادامه مي دهند، نکرده است. البته در فراز ديگري که ذيلاً بدان اشاره مي شود، نسبت به کارهاي ويژه ي احزاب مقدار سخن به ميان آورده است؛ کار ويژه اي که « بال » يکي از دانشمندان علوم سياسي، آن را متحد کردن، تسهيل و به اثبات نمودن زندگي سياسي مردم مي داند.(١٨) حزب مورد نظر طالقاني هم برخي از کارهاي ويژه ي احزاب امروزي را دارا است، ازجمله جمع کردن خواسته هاي مردم و به فعليت رساندن آن، البته ايشان بيان نکرده اند که به فعليت رساند آن به چه صورت است و راهکار آن چيست آيا با رژيم حاکم رقابت مسالمت آميز خواهند داشت و مطالبات مردم را رژيم از حاکم اخذ خواهند کرد يا خير؟ در نگاه ايشان، هدف عمده ي احزاب بررسي و تدوين خواسته هاي مردم و جلوگيري از تجاوز به آنان است. اين نوع حزب که با خواسته هاي مردم همسويي دارد، همواره از روند مسالمت آميز حمايت مي کند و نه از جريان قهرآميز و انقلابي :
«کار چنين جمعيت يا حزبي تشکّل افراد و تقسيم دسته ها براي به فعليت رساندن خواسته هاي بالقوه ي توده ي مردم و اجراي قواني اساسي و جلوگيري از تجاوز است. چنين جمعيتي نمي توان هدف انقلابي داشته باشد، چون هدف آن حکومت با اقليّت حزبي نيست و مرام آن تحميلي نمي باشد.»(١٩) عبارت فوق گوياي آن است که در نگاه آيت الله طالقاني تشکيل حزب يا جمعيت مورد نظر براي رقابت در جهت قدرت سياسي نيست و اين عکس اهداف و خواسته هاي احزاب مطرح در سطح جهان است. احزاب نوين همواره براي کسب قدرت با رقباي خود مبارزه مي کنند. مسئوليت احزاب در نظامهاي مردم سالار عبارت است از : شکل دادن به معتقدات پراکنده براساس ايدئولوژي مشخص، پشتيباني از منافع فرد در مقابل ديوان سالاري، تمرکز افراد در گروه، پرورش رهبران سياسي آينده، آشنا نمودن افراد به وظايف خود، بالا بردن سطح دانش و آگاهي هاي سياسي، اجتماعي و اقتصادي مردم، تشويق مردم به شرکت در انتخابات و استفاده از حق رأي، جمع کردن خواسته ها و طبقه بندي آنها، جامعه پذيري سياسي، و برقراري ارتباطات سياسي.(٢٠)
ملاحظه گرديد که اينگونه وظايف و مسئوليتها در « حزب مورد نظر طالقاني» ديده نمي شود و يا اينکه اصولاً حزب مورد نظر ايشان، داراي اين گونه کارکردها و مسئوليتها نمي باشد. به نوعي مي توان گفت ديدگاه ايشان با نظر دانشمندان متفاوت است. دايرةالمعارف «برتيانيکا» حزب سياسي را گروهي سازمان يافته در درون يک نظام سياسي معرفي مي کند که با هدف کسب قدرت و بکارگيري قدرت سياسي تشکيل مي شود.(٢١) طالقاني فقط در يک صورت حزب مورد نظر وتأييد خود را به عنوان يک حزب که جهت کسب قدرت مبارزه مي کند، معرفي مي نمايد و آن اين است که حزبي که با خواسته ها، اهداف و سنن مردم همسويي و همخواني داشته باشد، اولاً و بالذات روحيه ي انقلابي نخواهد داشت، بلکه همواره براي اجراي قوانين اساسي و جلوگيري از ظلم و تجاوز اقدام خواهد کرد. اما در صورتي که حاکمان و سران رژيم با فرهنگ و سنن مردم همراهي و همسويي نداشته باشند و بر سرير قدرت متکي باشند و يا در صدد اجراي مقاصد شخصي وقومي برآيند، دراين صورت اين نوع حزب، چاره اي جز قيام عليه اين نوع حکومت نخواهند داشت و براي اجراي خواسته هاي مردم دست به خشونت و مبارزه ي مسلحانه خواهد زد: « چنين جمعيتي نمي تواند هدف انقلابي داشته باشد.... مگر آنکه اقليت غير منبعث از شعور و خواست عمومي وغير متکي بر قواني اساسي در اجراي مقاصد فردي ياطبقه اي خود لجاجت کند يا قوانين را زير پا بگذارد، در اين صورت براي محدود کردن سلطه بر حدود قرارهاي اجتماعي و سنن احياي حقوق عمومي، اگر راه هر نوع مبارزه ي آرام بر او بسته شد چاره اي جز قيام در برابر حکومت غير قانوني ندارد». (٢٢)
نتيجه اين که در نگاه آيت الله طالقاني احزاب بيشتر در جهت جمع کردن خواسته هاي مردم و دفع تجاوز به حقوق عمومي آنان عمل مي کنند. گاهي اوقات نيز اين حزب به يک جنبش مسلحانه تبديل مي شود که با قيام عليه رژيم حاکم قدرت را به دست مي گيرد. اين نوع نگاه به حزب با حزبي که در متون سياسي تعريف مي شد، فرق دارد؛ حزب در متون سياسي عبارتست از: تشکيلات وسيع سياسي و اجتماعي گروهي که در طي کسب قدرت هستند تا آن را به طريق قانوني اعمال کنند. اين اندام واره ي زنده، ضمن تبديل منافع وخواسته هاي خود به سياست، و انتقال آن به سياستگذاران، کمک فزاينده اي به نظام ارتباطي مي کند.(٢٣)
آنچه تا کنون درباره ي حزب از زبان طالقاني گفته شد، انديشه ي ايشان درباره ي حزب بوده است اما در مقام رفتار سياسي آنگونه که در زندگي نامه ي ايشان بيان گرديد، وي علاوه بر اينکه در قالب تشکّل سياسي (ملي ـ مذهبي ها) خود را نامزد مجلس دوران نخست وزيري مصدق از شهرهاي شمال نمود، بلکه در برخي از شهرها به عنوان تشکّل روحانيت وگروههاي مذهبي و ملّي از افراد ونامزدهاي خاصي براي ورود به مجلس شوراي ملي حمايت مي کرد. بدين ترتيب، ايشان يکي از ابزارهاي لازم براي ايجادنظام مردم سالاري با تکيه بر مبناي مذهبي را مجالس قانونگذاري و نظامهاي شورايي، احزاب و تشکّل ها مي داند. در صورت وجود تشکّل ها، احزاب و گروه ها، اينها مي توانند در قالب مجالس قانونگذاري و شوراهاي محلي به فعاليت سياسي بپردازند.

پي نوشت ها:
١ـ ابوالفضل قاضي، حقوق اساسي ونهادهاي سياسي، ج١،تهران: انتشارات دانشگاه تهران،١٣٧١،ص٧٢١.
٢ـ موريس دوورژه، احزاب سياسي، ترجمه ي رضا علومي، تهران: انتشارات اميرکبير، ١٣٥٧، ص٢٣،
٣ـ حسين بشيريه، جامعه شناسي سياسي، تهران: نشر ني، ١٣٧٣، ص١٠٠ـ٩٨.
٤ـ محسن مدير شانه چي، احزاب سياسي و توسعه نيافتگي جامعه ي ايران در سالهاي ١٣٢٠ تا١٣٧٥، ايران فردا، س٢،ش٨،مرداد و شهريور ١٣٧٢، صص ١٤ـ٨.
٥ـ براي نمونه در کانادا فرانسوي زبانها در يک حزب و انگليسي زبانها در يک حزب ديگرفعال هستند.
٦ـ بهرام افراسيابي، پدر طالقاني در زندان(شرح محاکمات و خاطرات پدر طالقاني در زندان به قلم و دست خودشان). تهران: انتشارات جنبش، ١٣٥٩،ص١٦.
٧ـ براي اطلاعات بيشتر، ر.ک:عبدالرحمان عالم، بنيادهاي علم سياست، تهران: نشرني، ١٣٧٣، ص٣٤٧.
٨ـ مائده/٥٦.
٩ـ مجادله/١٩.
١٠ـ روم/٣٢.
١١ـ راغب اصفهاني، از مفردات في غربي القرآن،تهران: نشرالکتاب، ١٤٠٤.هپ.ق،ص١١٥.
١٢ـ بهرام افراسيابي، پيشين، ص١٧ـ ١٦.
١٣ـ همان، ص١٧.
١٤ـ همان.
١٥ـ همان.
١٦ـ البته درادبيات سياسي معاصر اين نوع تکيه زدن به قدرت و فعاليت براي کسب قدرت سياسي، هرچند در قالب گروه، شکل وانجمن باشد، کودتا ناميده شده است.
١٧ـ بهرام افراسيابي، پيشين، ص١٧.
١٨ـ عبدالرحمن عالم،پيشين،ص٣٤٨.
١٩ـ حميد رضا اخوان مفرد، ساختار استبدادي حکومت پادشاهي و عدم رشد احزاب سياسي در ايران، مجله ي راهبرد، ش٢،تابستان١٣٧٥، ص١٩.
٢٠ـ بهرام افراسيابي، پيشين، ص١٧.
٢١ـ محسن مديرشانه چي، پيشين، ص٣٤٨.
٢٢ـ بهرام افراسيابي، پيشين، ص١٨ـ ١٧.
٢٣ـ حميدرضااخوان مفرد، پيشين، ص١٩.